تبلیغات
شاعرانه - تو خواهی آمد
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شاعرانه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 1 آبان 1388 :: نویسنده : سعید ساجدی رشوانلویی

                                          ((تو خواهی آمد))
تو نیستی که ببینی چقدر بی تابم
 تو نیستی که بیبنی چقدر غمگینم
تو نیستی که ببینی که اشک چشمانم
 چگونه نام تورا با شکوه می سازند
بیا نمان و بیا که کبوتران اینجا                    به قلب خسته من عاشقانه می نازند

تو  نیستی که ببینی چقدر بی  تابم
 تو  نیستی و قناری ترانه می خواند
هزار بار به  حسرت ز خویش می پرسم
 صدای  خنده ناز  قناری من  کو؟
((و چنان بی تابم که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه ))
تیشه ای از غم سنگین فراقت سازم
همچو فرهاد شوم      تیشه در کوه زنم            کوه فریاد کشد از غم سنگین دلم
دو جهان پر شود از نام تو و سوز دلم
وقت آن است که برخیزم و زین جا بروم
(( بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه))
آی!!! یک لحظه بایست!!
بیستون ماند و تن مرده فرهاد بدید
بیستون بود به شیرین برساند               خبر مرگ یکی کوهکن عاشق را
کوه از بار دلم سخت فرو خواهد ریخت
چه کسی خواهد دید         که یک عاشق مرده ست؟
خبر مرگ مرا                      کسی آیا به برش خواهد برد؟
پس همان به که در این خلوت خود بنشینم
پس همان به که نگویم غم دل را با کس
ور نه ترسم که جهان یکسره ویرانه شود
و کجایی که ببینی
در و دیوار عجب قلب مرا می فشرد
همه جا روی تو را می بینم              اشک در کاسه چشمم پیداست
چشم تو اشک مرا می بیند؟
 نیستی نه که ببینی اما
این صداییست که در گوش دلم می پیچد:
که تو خواهی آمد
دوستم خواهی داشت
چشم گریان مرا
بوسه ای خواهی داد
مهربان دست مرا می گیری
و مرا خواهی برد
تا به جایی که دگر هیچ جفایی آن جا
نشکند قلب مرا
و دوباره با شوق
کفتر ناز خودم خواهی بود

((سعید ساجدی رشوانلویی بهار 81))




نوع مطلب : اشعار نیمایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 شهریور 1396 03:50 ق.ظ
This is the perfect website for anybody who hopes to understand this topic.
You understand a whole lot its almost hard to argue with you (not that I personally would
want to…HaHa). You definitely put a brand new spin on a topic that's been written about for ages.
Excellent stuff, just excellent!
چهارشنبه 15 شهریور 1396 08:37 ق.ظ
We are a group of volunteers and opening a new scheme in our
community. Your site offered us with valuable info to work
on. You've done an impressive job and our entire community will be grateful
to you.
سه شنبه 14 شهریور 1396 07:34 ق.ظ
I am sure this article has touched all the internet users,
its really really nice paragraph on building up new web
site.
دوشنبه 5 تیر 1396 07:36 ق.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین ابتدا آیا واقعا کار کاملا
با من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما قادر به من مؤمن متاسفانه تنها برای while.

من این مشکل خود را با فراز در مفروضات و یک خواهد را
سادگی به کمک پر همه کسانی شکاف.
اگر شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود تحت تاثیر
قرار داد.
شنبه 9 خرداد 1394 01:29 ب.ظ
درود بر شما... عاشقانۀ نابی بود...
چهارشنبه 30 دی 1388 09:24 ق.ظ
سعییییییییییییییییییییییییید، پسر آخراش نزدیک بود اشکم در بیاد، خیلی زیبا بود. قربون اون دل عاشقت برم من:*:*:*:*
دماغتو بیار جلو:*
سعید ساجدی رشوانلوییسلام سجادددددد چطوری داداش..حالت خوبه؟خانومت خوبه؟دماغت چاقه؟خیلی با كامنت هایی كه گذاشتی حال كردم سجاد ...خوشم میاد كه هنوز شوروحال اون موقع ها رو داری...ایول...مرسی كه سر زدی به وبلاگ سجاد جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر